ژنتیک یا الفبای بدن و تئوری تکاملی داروین

انسان ها برای گفتگو با هم از زبان استفاده می کنند و هر منطقه ای زبان یا گویش خاص خود را دارد یکی ترکی صحبت می کند یکی انگلیسی یکی عربی یکی فارسی و ..
شاید بین زبان ها بعضا کلمات مشترک یا مشابهی وجود داشته باشد.
هر زبانی الفبای مخصوص خود را دارد و تعداد حروف الفبا از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. مثلا زبان انگلیسی ۲۶ حرف دارد و زبان فارسی ۳۲ حرف ولی هر انسان انگلیسی زبان می تواند با ۲۶ حرف همه کلمات و منظور یک فارسی زبان را که با ۳۲ حرف کلمات را می سازد، با ۲۶ حرف بسازد و منظورش را برساند.
حتی برخی زبان ها تعداد حروفشان خیلی بیشتر است.
ژن ها نیز بنوعی زبان بدن ما به حساب می آیند.
ژن قطعه‌ای از مولکول DNA است که اطلاعات ژنتیکی با خود حمل می‌کند و از والدین به نسل بعد انتقال می‌دهد و باعث بروز صفاتی مشابه والدین در فرزندان می‌‌شود. ژن‌ها دارای کدها یا توالی‌های نوکلئوتیدی هستند که می‌توانند اطلاعات ساخت و تولید RNA و پروتئین‌های مختلف را در اختیار سایر ابزارهای سلولی قرار دهند. برای این کار ابتدا توسط آنزیم‌های سلولی، ژن‌ها رونویسی شده و ‌RNA‌های عملکردی را می‌سازند و یا mRNAهایی برای ترجمه به پروتئین تولید می‌کنند.
برای تصور بهتر می توان ژن ها را مانند حروف الفبا در زبان های مختلف در نظر گرفت و آشکار است که تعداد این حروف در موجودات مختلف متفاوت است مثلا تعداد ژن های انسان بین ۲۰ تا ۲۵ هزار تخمین زده می شود و این تعداد در مگس میوه ۱۳ هزار و برخی در گیاهان زیر ۱۰ هزار ژن است.
برخی ژن ها به تنهایی می توانند تغییراتی در موجود زنده ایجاد کنند یا صفاتی را کنترل کنند درست مثل برخی حروف در زبان ها که معنی خاصی دارند مانند حرف I در انگلیسی که به معنی “من” می باشد یا حرف ربط “و” در فارسی ولی برخی ژن ها باید با سایر ژن ها ترکیب شوند تا کار خاصی انجام دهند مثلا چندین ژن با هم ترکیب می شوند تا رنگ چشم ما را تعیین کنند درست مثل ترکیب حروف در زبان ها مثلا ۵ حرف ز-ن-د-گ-ی باهم ترکیب می شوند و کلمه “زندگی” را می سازند.
دانشمندان ژنتیک می توانند با دستکاری در ژن ها برخی خواص گیاهان یا صفات انسان ها را تغییر دهند مثلا با دستکاری ژن های مربوط به رنگ چشم می توانند رنگ چشم انسان را عوض کنند. درست مانند تغییر حروف در زبان مثلا می توان از ترکیب سه حرف ک-ا-ر کلمه “کار” یا کلمه “ارک” یا کلمه “راک” را بسازند.
ژنتیک علمی جدید است و هنوز دانشمندان نمی توانند بصورت کامل از آن در جهت بهبود بیماری ها یا نقص عضوها و … بهره گیرند ولی امید است در آینده بشر به این مهم دست یابد.
چالز داروین دانشمند و نظریه پرداز قرن ۱۹ با مشاهده تشابهات ژنتیکی به این نتیجه رسید که در موجوداتی که ژنتیک مشابه دارند یک جد مشترک وجود دارد و با توجه به برخی تشابهات ژنتیکی انسان با نوعی بوزینه گفت که انسان با بوزینه یک نیای مشترک دارد؛ تاکنون این نظریه طرفداران و مخالفان زیادی داشته است.
با توجه به مقایسه ژنتیک با الفبای زبان های انسانی این نظریه مانند این است که بگوییم چون زبان ترکی و انگلیسی برخی کلمات مشترک دارند پس این دو زبان از یک زبان سومی منشعب شده اند و به اصطلاح دارای نیای مشترک هستند.
یعنی یک زبانی قبلا وجود داشت که نه ترکی بود نه انگلیسی و زبان های ترکی و انگلیسی با گذشت زمان از آن زبان استخراج شده اند. شاید نظریه داروین با این مقایسه غیرممکن بنظر برسد و همینگونه هم هست ما می دانیم که زبان ترکی از قبل زبان مستقلی بوده و زبان انگلیسی هم همینطور ولی شاید بخاطر اینکه ترک زبان ها و انگلیسی زبان ها در برخی مناطق همسایه بوده اند برخی کلمات از ترکی وارد انگلیسی یا بالعکس از انگلیسی وارد زبان ترکی شده است و احتمال نیای مشترک این دو زبان زیر سوال می رود.
در مورد ژنتیک هم می توان همین احتمال را داد که چون بوزینه یا بقیه موجودات از برخی جهات شبیه انسان هستند داشتن ژن مشترک عادی است. مانند این است که تایر هم در هواپیما بکار می رود هم در خودرو، هم چرخ دستی. ولی این سه وسیله مثل هم نیستند و از یک وسیله بزرگتر منشعب نشدند.
با این مقایسه می توان نظریه داروین را به چالش کشید و عنوان نمود که تئوری تکامل به آن صورت که گفته می شود تئوری کاملی نیست.

✍ احمد زمین نوردباسمنج