قسمت دوم
کارخانه های موجود در جاده قدیم ( نظیر کلرپارس، داروسازی ها و ..) و در همسایگی باسمنج عوارض خود را به شهرداری بستان اباد می پردازند و آلودگی ها و ضررهای ناشی از آنها را شهروندان باسمنجی متحمل می شوند.
از سویی اراضی باسمنج بدلیل قولنامه ای بودن نمی تواند درآمد مهمی را برای شهرداری و شهر به همراه داشته باشد.
فقدان درآمد پایدار در باسمنج هم ضرورت پیوستن به تبریز را بیشتر می کند
علاوه برحذف مافیاهای موجود در شهر و منابع رانتی
مدیریت نسبتا مناسب ومنابع بی پایان ومطلوب شهرداری تبریز
اعتماد درسرمایه گذاری و جذب سرمایه گذاروایجاد وتعریف پروژه های مختلف برای مجموعه شهری و…
صرف نظرازاینکه ممکن است بعضی به سبب مسایل سیاسی وتضعیف کانون های قدرتی وحذف مافیاهای موجود مخالف باشند.
در کل پرسش این سوال شبیه به این است که مسافرانی با ماشینی فرسوده هر روز مجبور به طی مسافتی با مشقت زیاد هستند و اگر به آنها خودرویی مجهز به سیستم بروز دنیا پیشنهاد گردد بخواهند مخالفت کنند. تنها مخالف به نظر، راننده خودروی فرسوده باشد!!!
با توجه به اینکه در حال حاضر حدودا بالای 50 درصد از شهر باسمنج را بافت فرسوده در بر گرفته و متاسفانه در سنوات گذشته بدون برنامه ریزی شهری و توجه به پروژه های غلط مثل سنگ فرش و اسفالت پشت مسجد امام حسین یا صرف تهیه بتن برای جلوگیری از توقف خودروها در عسگر درسی گردیده و زیر ساختهای لازم در این شهر رعایت نگردیده که اکنون مدیریت شهری را به چالش کشانده است
لذا برون رفت از این وضعیت نیاز به بودجه ای چند برابر از بودجه فعلی مدیریت شهری دارد
از طرفی جمعیت ساکن در شهر مخصوصا ساکنین بافتهای فرسوده از لحاظ اقتصادی اکثر متوسط یا زیر متوسط میباشد و توجه به این وضعیت اقتصادی مردم منطقه مدیریت شهری را مجاب میکند که عوراض محلی را طوری در نظر بگیرد که مردم توان پرداخت ان را داشته باشند لذا این امر عملا درآمد محلی را در سطح فعلی متوقف خواهد کرد یعنی عدم افزایش بوجه مورد نیاز مدیریت شهری برای خدمات لازم…
یعنی ما عملا در شهر با یک خلأ بودجهای جهت جبران کاستیهای شهری که بوضوح لمس میکنیم مواجه هستیم
لذا یکی از راه های برون رفت از این شرایط الحاق شهر باسمنج بعنوان یک منطقه مستقل از ۱۱ منطقه دیگر شهر تبریز بعنوان(منطقه ۱۲) یا بخشی از منطقه ۹ میباشد
چرا که بخشی زیادی از این خلأ بودجه ای در تخصیص بودجه شهرداری تبریز برای مناطق تامین خواهد گردید.
اما این امر چندان ساده نخواهد بود چرا که این امر بر میگردد به تصمیمات اداره کل تقسیمات جغرافیایی وزارت کشور ،هیات دولت ،مسؤلین محلی در سطح شهر ، شورا و شهرداری که خان هفتم است.
یک سؤال از مسؤلین دارم:
آیا انصاف هست که کلر ( یک ماده سمی و بسیار سرطان زا ) و دیگر مواد شیمیایی شرکت های داروسازی و صنایع شیمیایی مثل کاشی تبریز و .. ( که مجاورتش در نزدیکی محل سکونت مردم جای سؤال بسیار دارد ) و دود شرکتهای موجود در اوتوبان و جاده قدیم را ما اهالی شهر باسمنج استنشاق کنیم ولی از عوارض این شرکتها شهرداری بستان آباد بهره ببرد؟
کاش یکی جواب قانع کننده داشته باشد؟
✍احمد زمین نوردباسمنج
ادامه دارد…