فضای خبرنگاری و نوشتن برای شما عزیزان آنقدر برایم تیره و سنگین شده که دیگر رمقی برای نوشتن هیچ مطلبی در وجودم نمانده است.
هر بار که با نیت ادای دین به همشهریانم قلم به دست گرفتم، چه در حوزه فرهنگی، اجتماعی، اعتراضی یا حتی بازتاب ساده صدای مردم، حاصلش تهدید و ناسزا بوده؛ و اینها کمترین هزینهای بود که پرداختم.
فرقی نداشت موضوع چیست؛
از طرح مشکل عمومی آب باسمنج گرفته تا انتشار یک عکس از عبور گوسفندان در خیابان، ترافیک، فرهنگ رانندگی، گرانی، سهمیه کنکور و یا هر مسئلهی دیگری.
تقریباً بعد از هر مطلب، فحاشی و تهدید را به جان خریدیم.
واقعیت اما این است که اقتضای تحصیل، کار، دانشگاه و گرفتاریهای زندگی، دیگر توانی برایم نگذاشته تا برای هر نوشتهای وارد بحث و جدل شوم.
توان اندکم دیگر پاسخگوی این حجم از فشار نیست.
البته این را هم با تمام وجود میگویم که لطف و بزرگی مردم شریف منطقهام را هرگز فراموش نکردهام و نخواهم کرد.
همیشه خودم را کوچکترین عضو در کنار شما میدانم و اگر امروز اعتباری هست، از برکت همین فضا و همراهی شما عزیزان بوده است.
اما صادقانه بگویم؛ دیگر کشش ادامهی این شرایط را ندارم.
از این پس تلاش میکنم تنها بهعنوان یک عضو ساده در کنار شما باشم و نهایتاً به انتشار اخبار روتین و مطالب معمولی بسنده کنم،
تا ناخواسته موجب رنجش کسی نشوم.
مسیر خدمت به شما مردم شریف با همت و توان بالای سایر مدیران و زحمتکشان خبرگزاری یازارنیوز ادامه خواهد داشت.
با احترام
برادر کوچک شما
محمدرضا ضیاوند