نکته‌ای که بارها از شورای شهر و شهرداری باسمنج

نکته‌ای که بارها از شورای شهر و شهرداری باسمنج پرسیده شده و پاسخ تقریباً ثابتی داشته، این است که
حریم‌های درآمدزا توسط شهرداری تبریز (منطقه ۹) در اختیار گرفته شده‌اند و در نتیجه باسمنج عملاً درآمد پایدار ندارد؛
و با نبود درآمد، امکان توسعه خدمات، زیرساخت و حتی پیگیری جدی بسیاری از مطالبات وجود ندارد.

این توضیح شاید «توصیف وضعیت» باشد،
اما توجیه ادامه این بلاتکلیفی نیست.

اگر واقعاً بخش باسمنج در گرفتن حقوق قانونی خود ناتوان است،
اگر توان مالی و حقوقی لازم برای بازپس‌گیری حریم‌ها وجود ندارد،
و اگر بدون این منابع امکان اداره یک بخش به‌صورت مستقل فراهم نیست،
پس راه‌حل شفاف چیست؟

آیا باید مردم سال‌ها در شرایطی زندگی کنند که:
• نه شهرشان خدمات و نیازهای اولیه‌را دارد،
• نه امکان تصمیم‌گیری مؤثر،
• نه چشم‌انداز روشنی برای آینده؟

این تناقض، مشکل اصلی باسمنج است.

یا باید با قدرت و شفافیت، حق حریم‌ها باسمنج بازپس گرفته شود،
یا اگر این امکان وجود ندارد، باید صادقانه گزینه‌های دیگر از جمله الحاق روی میز گذاشته شود
و مردم در جریان تصمیم واقعی قرار بگیرند.

سال‌ها با برجسته‌سازی پیامدهای الحاق، از جمله دشواری‌های اخذ پروانه و سخت‌گیری‌های ساخت‌وساز در تبریز، افکار عمومی نسبت به این گزینه نگران شد؛ اما اکنون باید پرسید: آیا وضعیت فعلی باسمنج از نظر اصول شهرسازی، سهولت فرآیندها و کیفیت مدیریت، واقعاً مطلوب‌تر و منطقی‌تر از آن سناریوی فرضی است؟

نوشتن این حرف‌ها از سر تخریب نیست؛
از سر این است که باسمنج ظرفیت های بسیار بیشتری از نمونه های موفق یا ناموفق الحاق‌های قبلی را دارد،
اما بلاتکلیفی، بزرگ‌ترین آفت این ظرفیت است.

شهر یا بخش بودن فقط داشتن تابلو در ورودی نیست؛

مسئولیت، اختیار و پاسخگویی هم می‌خواهد.

✍🏽محمدرضا ضیاوند

@vobasmenj