شوق دیدار…!

نزدیک به دو ماه است کلمه تازه ای بنام “کرونا” نه تنها در شهر و کشور ما بلکه در کل دنیا برای خودش جا خوش کرده است!
ویروسی که با آمدنش حتی ساده ترین دلخوشی ما “مردم عادی” را از دستمان گرفت!
مغازه ها را تعطیل، اقتصاد را نیمه فلج و دنیا را خبیثانه خواباند تا بفهماند که قدر داشته هایمان را بیشتر بدانیم!
این روز ها که ایام خوش اعیاد شعبانیه بر روی تقویم ها نقش بسته اند، زیباترین صحنه های عاشقی و بزک کردن های مساجد و تکایا در شهر بیشتر به چشم می‌خورد و همگان آماده جشن بزرگ بودیم.
نوروز امسال قبل از نیامدنش غم بسته شدن حسینیه ها و مساجد آباد را داشت که همچون حکمت 369 حضرت امیر (ع) بود و هست.
گمان نکنیم که بسته است، حسین درش همیشه به روی ما باز است!
ما از ضریح چیزی نگرفته ایم، ضریح ها سنگ اند!
همچو سنگ کعبه…

کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود
حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

نوروز امسال را مثل سال های گذشته سپری نکردیم و تا هم اکنون در ایام قرنطینگی به سر می‌بریم، چه خوش است در این ایام تمرین هایی که قبلا تصمیم به انجامش بودیم شروع کنیم….
نوروز ما آن روزی است که از تزویر اثری نماند، نوروز ما روزی خواهد شد که بدتر از کرونا، ویروسِ نفاق و سالوس ریشه کن شود، به امید چنان روزی که دیر است و دور نیست زنده ایم، او به اعتراف کل جهان با “عشق” خواهد آمد و عید حقیقی انسان ها شروع می شود.
عید ما لحظه دیدار شماست!

به قلم :محمدرضا اخگرگداز