#یادداشت_شهروندی شماره ۴#عروسیاین روزها تو باسمنج یه چیزایی داره

#یادداشت_شهروندی شماره ۴
#عروسی

این روزها تو باسمنج یه چیزایی داره عادی میشه که نباید عادی شن: خرجای عجیب‌وغریب برای ازدواج. مراسم‌هایی که بیشتر از اینکه شروع یه زندگی باشن، تبدیل شدن به مسابقه‌ای برای نشون دادن توان مالی خانواده‌ها. از سالنای آن‌چنانی گرفته تا جهیزیه‌های آن‌چنانی‌تر. دیگه انگار مهم نیست جوونا قراره چجوری با هم زندگی کنن، مهم اینه که تو شب عروسی چی به چشم میاد.

درسته، هیچ‌کس نمی‌گه که بی‌پولی مهم نیست. اتفاقاً برعکس، کسی که قصد ازدواج داره باید بتونه یه حداقل‌هایی رو برای شروع زندگی مشترک فراهم کنه.

داشتن امنیت مالی لازمه شروع زندکی مشترک هست.

اما وقتی خرج یه شب، میشه اندازه‌ی نصف زندگی، دیگه اون عقلانیتی که باید پشت تصمیم ازدواج باشه، جاشو می‌ده به چشم و هم‌چشمی و فشار اجتماعی.

جوون باید قبل از ازدواج شرایط اولیه رو داشته باشه، ولی نباید توقع‌ها طوری باشه که همین یه شب، باعث بشه ماه‌ها و سال‌ها زیر قسط و بدهی خم بشه.

نباید طوری بشه که برای خرید یه وسیله ضروری برای خونه‌ش، مجبور بشه صبر کنه چون خرج عروسی همه پس‌انداز رو بلعیده.
یا بدتر از اون، جوون‌ترها قید ازدواج رو بزنن چون از پس این مراسم‌های پرهزینه برنمیان.

اگه قرار بود خوشبختی تو زرق و برق عروسی باشه، باید الان نصف طلاق‌ها وجود نداشت.

وقتشه از خودمون بپرسیم: قراره زندگی بسازیم، یا ویترین؟ قراره دل‌ها رو به هم برسونیم، یا فقط چشم‌هامون رو راضی کنیم؟

شهرمون باید جایی باشه که جوونا توش با امید زندگی رو شروع کنن، نه با ترس از قسط و بدهی و قضاوت مردم.

محمدرضا ضیاوند✍🏽

@vobasmenj