

روان های شاد، خورشیدهای زمینی ما هستند که در برهه هایی از تاریخ طلوع کرده اند ادب و دانش آموخته اند و خود را وقف فرهنگ و هنر و داشته های فرهنگی خود کرده اند.در روشن کردن زوایای پنهان تاریخ کوشیده اند و در ساخت فرهنگ و تمدن بشری سهامدار شده اند.جغرافیای فرهنگی ایران بزرگ ،مشحون از این مردان نام آور است.که با فرهیختگی و کارکشتگی به اعتلای فرهنگی و تمدنی سرزمین خود همت گماشته اند و مورد تکریم نسل های آگاه زمانه خود و پس از آن گشته اند.هنگامی که قرآن عظیم از عبارت سیروا فی الارض استفاده میکند نه تنها ناظر به گردش در کوه، دشت وطبیعت بلکه به دنبال نوعی تامل و مداقه است وهدف قرآن از سوق دادن افراد یک جامعه برای مطالعه و بررسی تاریخ این است که علاوه بر مشاهده حوادث و رویدادهای تاریخی به قوانین و سنن حاکم بر تاریخ آشنا شوند و از آنچه اتفاق افتاده عبرت گرفته و جامعه خود را مبتنی بر اسلوب و اصول عقلانی بنا کنند که البته این رهاورد، مستلزم برخوردار بودن از یک نگاه توام با بصیرت و دیدهوری امکانپذیر خواهد بود. مولانا در این خصوص گوید:دلا نزد کسی بنـشین کـه او از دل خبر داردبـه زیـر آن درخـتی رو کـه او گـلهـای تـر داردنه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر داردنه هر چشمی بصـردارد نه هر بحری گهر دارد.زنده یاد حاج حسن وحیدی آذر از جرگه این نام آوران خود ساخته و جوشیده از متن مردم کوچه و بازار تبریز بود…..در مدت ۴ سال خبرنگار مؤسسه کیهان در تبریز در دهه ۷۰،با مردی وارآسته آشنا شدم که به توسعه فرهنگی و اجتماعی شهر کهن تبریز می اندیشید.و عاشق حفظ میراث فرهنگی و طبیعی و بافت های فرهنگی و هنری اذربایجان بود.هر از چند گاهی با اسناد ومدارک و عکسها و دست نوشته هایش به دفتر روز نامه می آمد و سوژه ها و مطالب زیادی به ما روزنامه نگاران جوان گوشزد می کرد.رفع معضل ترافیک محدوده مرکزی شهر،حفظ اصالت نقشه قالی های آذربایجان،باز سازی مجموعه بازار تبریز،توجه به موقو فات ربع رشیدی و خلع ید موقو فات از دست زمین خوران،احیا باغات حاشیه شهر واحیای میلیونها متر اراضی دانشگاه تبریز در جاده باسمنج و… از جمله سوژه هایی بود که با مدارک، اسناد، تجارب و اندوخته ها و تحقیقات خود می آمیخت و ما را در تهیه و چاپ گزارش های روز نامه نگاری یاری می کرد و این یاداشت ها با استقبال مخاطبان و خوانند گان انبوه کیهان وقت مواجه می شد.در اکثر رویداد های فرهنگی و عمرانی شهر حاضر میشد و تذکرات و راهنمایی لازم را به مسئولان داشت.عاشق بهبود اوضاع فرهنگی و اجتماعی شهر و دیار خود بود.این مرد تلاشگر و خود ساختهٔ و فرهیخته زنده یاد شادروان حاج حسن وحیدی اذر بود.مرحوم حاج حسن وحیدی آذر《 ۱۳۰۲-۱۳۸۸ ه.ش 》فرزند شیخ کربلایی حسین از تجار و طراحان بافت فرش تبریز است .وی بعد از تحصیلات ابتدایی وارد تجارت و صنعت می گردد ، از تولید سماور تا کار در بازار طلا و تولید البسه و خیاطی تا تجارت آزاد حرف او را بیان می کنند ! اما همزمان مطالعات خود را در زمینه های تاریخ و فرهنگ و هنر ادامه می دهد ! مدرک تحصیلی سیکل خود را دریافت می دارد ، درحالی که زبان فرانسه ، زبان روشنفکری آن زمان را نیز با کمک دوستانش یاد گرفته است !او تاریخ دوران مغول را آن چنان یادمی گیرد ، گویی در آن عصر زندگی می کند و خواندن وقف نامه ربع رشیدی ، با خط خاص بدون نقطه ی آن برایش به آسانی ممکن می گردد. آنچنان که او را می توان از کارشناسان و صاحب نظران منحصر بفرد وقفنامه ربع رشیدی دانست که حتی اختلاط موقوفات آن را با سایر موقوفات بسادگی می توانست مستند بیان دارد.وقف نامه ربع رشیدی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی به مثابه نشانی شهرها و محلات قدیم برای او بود که وی یک یک بدنبال آنها حتی برای پیدا کردن یک “در بنای ربع رشیدی با هزینه شخصی اش به استانبول رفته بود ! بی شک بها دادن امثال او به محتوی وقف نامه رشیدی بعدها در زمان خادمان فرهنگ و هنر آقایان بشیری وند ،معین پور و مرحوم محمد پور موجب ثبت جهانی آن در یونسکو و افتخار دیگری برای شهر کهن تبریز گردید که جای افتخار و مباهات است.به حاشیه نرومتاریخ دوره قاجار برایش ایجاد علاقه می نماید و زمانی دیگر ؛ همواره او را فقط می توان در میان دانشجویانی یافت که برای تحقیق در دفتر او که محل کسبش است ؛ حاضر شده اند ! وی صاحب یک گاراژ بعنوان،پارکینگ عمومی بود که محل مطالعاتش شد و همواره محل رفع مشکلات مردم و حکمیت او گردیده بود !