حافظه محدودیت ذاتی دارد

فاریا سانا، استادیار روانشناسی در دانشگاه آتاباسکای کانادا می‌گوید: «حافظه معمولاً یک محدودیت ذاتی دارد.»
تندترین شیب «منحنی فراموشی»، اصطلاحی که برای این پدیده به کار می‌رود، در ۲۴ ساعتِ بلافاصله بعد از به خاطر سپردن چیزی اتفاق می‌افتد. این‌که دقیقاً چه قدرِ چیزی که آموخته‌اید فراموش‌تان می‌شود، آدم به آدم فرق می‌کند، اما جز در حالت‌هایی که آموخته‌های‌تان را مرور کنید، بیشتر چیزی که آموخته‌اید ظرف یک روز از دست می‌رود. بخش اعظم آن‌چه باقی مانده هم روزهای بعدش از بین می‌رود و فقط اندکی از چیزی که جذب کرده‌اید، برای‌تان به جا می‌ماند.

اینترنت با خدمات استریمینگ و مقاله‌های ویکیپدیا، باز هم بیشتر از ضرورت به خاطر سپردن فراورده‌های فرهنگی که مصرف می‌کنیم کاسته است. اما معنی این حرف البته آن نیست که قبلاً همه‌ چیز را به خاطر می‌سپردیم.
این هم هست که آدم غالباً مقدار زیادی اطلاعات به مغزش می‌سپارد، بیش از آن که بتواند نگاهش دارد. هوروات و همکارانش در دانشگاه ملبورن طی تحقیقی متوجه شدند که کسانی که یک سریال تلویزیونی را کامل نگاه می‌کنند چیز کمتری از آن به یادشان می‌ماند تا آن‌ها که تنها یک قسمت در هفته می‌بینند. اولی‌ها بلافاصله بعد از تمام شدن برنامه، نمره‌ی بالاتری می‌گیرند، اما بعد از ۱۴۰ روز، معلوم می‌شود نسبت به کسانی که هفته‌ای یک بار سریال را تماشا می‌کنند چیز کمتری یادشان مانده است. آن‌ها نسبت به بینندگان هفته‌ای یک قسمت از برنامه لذت کمتری هم می‌برند.
درسی که می‌توان از تحقیق بالا آموخت این است که اگر می‌خواهید چیزهایی که می‌بینید یا می‌خوانید یادتان بمانند، بین‌شان فاصله بیاندازید.

کتاب‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و آوازها صرفاً فایل‌هایی نیستند که به درون مغزمان آپلود می‌کنیم ــ آن‌ها بخشی از تابلوی گسترده‌ی زندگی‌اند، که در همه‌ی چیزهای دیگر زندگی تنیده شده‌اند. وقتی از آن فاصله می‌گیرید، ممکن است دیدن تک‌تک تارها به روشنی دشوارتر شود، اما به هر رو تارها آن‌جا هستند.

به قول هوروات «خیلی باحال می‌شد اگر خاطره‌ها ترتمیز و جدا جدا حضور داشتند ــ اطلاعات به داخل سرازیر می‌شد و حافظه‌ای قابل‌اعتماد شکل می‌گرفت. اما در واقعیت همه‌ی خاطره‌ها همه چیزند.»